تبلیغات
غم شیرین - دزد دل
 
غم شیرین
لحظاتی باعشقی داشته باشید
جمعه 25 فروردین 1391 :: نویسنده : محمد جواد   
گفتمش : دل می خری ؟ پرسید چند؟
گفتمش : دل مال تو، تنها بخند !
خنده کرد و دل زدستانم ربود
تا به خود باز آمدم او رفته بود
دل ز دستش روی خاک افتاده بود
جای بایش روی دل جا مانده بود ......
17500000


می روم خسته و افسرده و زار

سوی منزلگه ویرانه خویش

بخدا می برم از شهر شما

دل شوریده و دیوانه خویش

می برم، تا كه در آن نقطه دور

شستشویش دهم از رنگ گناه

شستشویش دهم از لكه عشق

زینهمه خواهش بیجا و تباه

همه چیز تموم میشه و سه تا چیر باقی میمونه

تجربه و خاطره و گذر عمر

17500000

مثله پروانه ای در مشت
چه آسون میشه ما رو کشت

17500000

به خاطره همین دیگه بوم خاطراتم رو روبروی نقاش نمی ذارم
تا به آرامی آغاز به مردنم کنم .

17500000

بیا با من دلم تنها ترین است

نگاهت در دلم شور آفرین است

مرا مستی دهد جام لبانت

شراب بوسه ات گیرا ترین است

ز یك دیدار پی بردی به حالم

عجب درمن نگاهت نكته بین است

سخن از عشق ومستی گوی با من

سخن هایت برایم دلنشین است

مرا در شعله ی عشقت بسوزان

كه رسم دوستداریها همین است

نشان عشق را در چشم تو خواندم

دلم چون كویی آیینه بین است

به من لطف گل مهتاب دادی

تنت با عطر گلها همنشین است

دوست را هم تو باش آغاز وپایان

كه عشق اولی وآخرینست




نوع مطلب : شعرعشقی، 
برچسب ها :




درباره وبلاگ

سلام
ممنون که به وبلاگ ماسرزدید
امیدواریم لحظات باعشقی را دراین جاسپری کنید

فقط
.
.
.
نظریادت نره

مدیر وبلاگ : محمد جواد
پیداکن

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :